همیشه منتظر. همیشه چشم به راه. همیشه امیدوار... و همیشه تنها....

دورانِ مداوم  ثانیه ها وگردش مبهم عقربه ها انسان رو به بند میکشه. انسان رو به دام میندازه. گاهی فراموش میکنی اسیر دست زمانی. گاهی یادت میره زمانِ سکر آور، گذرا تر از خاطر توست.

اما با این همه، هرلحظه چشم به راه و هر ثانیه منتظرم، شاید شرری، شاید خبری....


قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز دیار و دّیاری  ،باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
 قاصدک! هان ، ولی ... آخر ... آی وای 
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ آی 
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم ،خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند


مهدی اخوان ثالث


دانلود فایل صوتی با صدای اخوان ثالث