ظلمتِ زلال

به دنبال تارک ترین شبِ عالم می گردم
به دنبال ظلمانی ترین سفره ی سیاه، بر آسمان سرد
به دنبال کهکشانی دور که از مرگ ستاره ها سرشار باشد
به دنبال بی ستاره ترین آسمانم
تا افق های دلتنگی ام را برآن تصویر کنم
شبی یک دست و بی انتها که انتهای بغضم را
بر روی گستره ی بی کرانش بفشانم
به دنبال زلال ترین ظلمت می گردم
تا الماس اشک های بی دلیلم را
بر آن بیاویزم....
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 16:2 توسط مهدی
|